اشتباه استراتژیک عطریات اکسیر شهر قدس

در ایام محرم، که انتظار می‌رود مرز میان خیرخواهی و خودنمایی با دقت رعایت شود، شاهد رفتاری بودیم که نه تنها با اصول اخلاقی، بلکه با جایگاه این ماه نیز در تضاد است. عطریات اکسیر شهر قدس ، با پخش عطر جیبی در خیابان، سعی کرد در پوششِ یک کار خیر، محتوایی برای جذب «بازدید» و «لایک» تولید کند.

نیت واقعی: نذری یا شکارِ مخاطب؟

وقتی دوربین‌ها برای ضبط چهره‌ی مردم در لحظه‌ی دریافت هدیه روشن می‌شوند، دیگر بحث بر سر نذری نیست؛ بحث بر سر بازاریابیِ مبتذل است. استفاده از چهره‌ی شهروندان، بدون آنکه ذره‌ای به حریم خصوصی آن‌ها یا حتی به حرمتِ خودِ این مراسم توجه شود، نشان‌دهنده‌ی یک برنامه‌ریزی بی‌پروا برای رسیدن به دیده شدن است. این ویدیو که اکنون در سطح شهر دست‌به‌دست می‌شود، در واقع نمایشِ یک استراتژیِ غلط است: تبدیل کردنِ مردم به ابزارِ محتوا.

بی‌احترامی به حریم و به جایگاه

انتشار تصویر افراد بدون رضایت آن‌ها، در حالی که آن‌ها در یک فضای عمومی و شلوغ بوده‌اند و احتمالاً از حضور دوربین بی‌خبر بوده‌اند، از نظر حقوقی در مرز جرم قرار دارد. اما فراتر از قانون، این یک بی‌احترامی به شخصیت شهروندان است. آیا هدف از این کار، کمک به مردم بود یا صرفاً استفاده از چهره‌ی آن‌ها برای بالا بردن اعتبار یک پیج اینستاگرامی؟

مسلما رشد پیج اینستاگرامی یک کسب و کار میتونه به روند پیشرفت همون کسب و کار منجر بشه و در این شکی نیست و تبلیغات هم یکی از این موارد محسوب می‌شود ولی تبلیغات به چه قیمتی، اینکه یک ویدیو بدون رضایت مخاطبین حاضر در ویدیو با تیتری به اسم نذری دادن منتشر شود، کاری غیر اصولی و اخلاقی است.

زیر ذره‌بین سایه قلعه:  کافه آنجلیس شهر قدس: بازخوردها، نکات منفی و هشدار کاربران

مشکل اصلی کجاست؟

  • انتشار تصویر افراد بدون رضایت آن‌ها، حتی در فضای عمومی، در بسیاری از موارد نقض حریم خصوصی محسوب می‌شود.
  • قانون جرایم رایانه‌ای ایران هم انتشار تصویر افراد بدون رضایت‌شان را در شرایطی که به حیثیتشان آسیب بزند، جرم می‌داند.
  • همچنین بر اساس قانون مدنی، هر فردی حق دارد از انتشار تصویر خود بدون اجازه جلوگیری کند.

در این مورد مشخص، چند عامل ریسک را بالا می‌برد:

  • ویدیو در فضای عمومی دست‌به‌دست شده، افراد در موقعیتی هستند که ممکن است بعداً برایشان خجالت‌آور باشد.
  • هیچ‌کدام رضایت کتبی یا شفاهی نداده‌اند.
  • اگر حتی یک نفر از آن افراد شکایت کند، صاحب صفحه در موضع دفاع سختی قرار می‌گیرد.

رفتار حرفه ای و اصولی که رعایت نشد

اگر هدف واقعاً نذری بود، فیلم‌برداری لازم نبود. اگر هم فیلم‌برداری لازم بود، کافی بود چهره‌ها بلور می‌شد. این یک اقدام ساده است که هر تولیدکننده محتوای حرفه‌ای آن را می‌داند. یک کسب‌وکار که در شهر فعالیت می‌کند و مشتریانش همین شهروندان هستند، باید بداند که محتوای تولیدی‌اش چه تأثیری روی همان مردم می‌گذارد.

پیام سایه قلعه به شهروندان:

رایگان بودن نباید به معنای بی‌ارزش بودنِ حریم خصوصی باشد. شخصیت بزرگ با جنس رایگان همخوانی ندارد، مراقب باشید که در تبادلِ کالا با خدمات، هویت و کرامت انسانی خود را قربانیِ چیزهایی نکنید که بهایی ندارند. در دنیایی که همه به دنبال محتوا هستند، شما خودتان به «محتوا» تبدیل نشوید. ارزش خود را بدانید.

سخن پایانی

ارزشِ انسان، رایگان نیست نکته‌ای که باید برای همه روشن شود:

  • نباید اجازه داد که با دادنِ یک کالای کوچک و رایگان، به کرامت و هویت انسان‌ها لطمه زده شود.
  • هیچ کسب‌وکاری حق ندارد با نگاهی از بالا به پایین، از مردم برای ساختنِ محتوای خود استفاده کند.
  • مردم، مخاطبِ ویدیوهای شما نیستند؛ مردم، شهروندانی هستند که نباید در تله‌ی تبلیغاتِ پوشش‌یافته با شعارهای مذهبی بیفتند.
  • اگر قرار است از مردم برای محتوا استفاده کنید، بدانید که این کار، نه نذری است و نه خیر؛ بلکه می‌تواند نوعی بهره‌کشی از حریم خصوصی تلقی شود.
زیر ذره‌بین سایه قلعه:  بررسی پرونده موبایل چناقچی شهر قدس: از پاتوق دوستانه تا تله‌ی مالی!